در این پست و پست های بعدی قصد دارم انتخابات در ایران را از دیدگاه شخی ام بیان کنم. بدیهی است تمامی مطالب زیر برداشت های شخصی اینجانب بوده و دلیلی بر حتمی بودن آنها نمی باشد.
خاتمی و دلایل حضور وی :
حضور خاتمی را می توان یک نوع سوء استفاده از موقعیت فعلی کشور و مردم تلقی کرد. کاندیداتوری آقای خاتمی در این شرایط شاید تنها سوء استفاده از کاهش محبوبیت رئیس جمهوری وقت و افزایش شدید مشکلات معیشتی ، رفاهی مردم می باشد چرا که ایشان تا کنون هیچ گونه برنامه و یا هدفی را ارائه نکرده است و یا حتی تا کنون هیچ گونه علامتی از تغییر گرایش افکارش نسبت به دوره ای که رئیس جمهور بود دیده نشده است ( چرا که بر به گمان اینجانب ، دوره مدیریت ایشان به پایان رسیده و بهتر است دیگران با ایده هایی نو پا به عرصه انتخابات بگذارند که البته در این مورد ، نیاز به انتخاباتی آزاد و مردمی می باشد که شاید در این دوره رویای به حقیقت پیوستنش دور از دسترس بنماید) و شاید بدین جهت باشد که وی در اعلام کاندیداتوری خود تا کنون مردد بوده است (البته وی پس از اعلام کاندیداتوری اش ، اعلام کرده بود که هرگز در این کار مردد نبوده است !!!!).
البته به گمان اینجانب ، دوره مدیریت ایشان به پایان رسیده و بهتر است دیگران با ایده هایی نو پا به عرصه انتخابات بگذارند که البته در این مورد ، نیاز به انتخاباتی آزاد و مردمی ای احساس می شود که شاید در این دوره به حقیقت پیوستنش رویایی بیش نباشد.
حضور وی تنها می تواند فشارهای ظاهری و فیزیکی موجود بر مردم را کمی بکاهد ولی چیزی که باقی خواهد ماند سیاست های کنونی حکومت است که ظاهرا با آمدن هیچ رئیس جمهوری قرار نیست تغییر کند.مردم در چنین شرایطی ممکن است به خاطر نیامدن دوباره محمود احمدی نزاد سراسیمه به دیگر جناحها و کاندید ها هجوم بیاورند (مخصوصا جناب آقای خاتمی) و در این شرایط اتفاق بد بعدی ، از چشم افتادن اصلاح طلبانی است که بنده بیشتر میل دارم آنان را “محافظه کار” بنامم چرا که در دو دوره ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی دیدیم که با تمام امید هایی که ملت در 8 سال به این دولت بستند ، نتیجه مورد نظر حاصل نشد چنانکه آقای خاتمی در دفاع از موقعیت خویش ، دست های پنهانی را مقصر و خود را (پست ریاست جمهوری ایران) تنها تدارک چی این حکومت نامیدند با این حال همانطور که گفته شد ، چطور به چنین فردی در دوره ای دیگر اعتماد کنیم .
حضور وی تنها می تواند فشارهای ظاهری و فیزیکی موجود بر مردم را کمی بکاهد ولی چیزی که باقی خواهد ماند سیاست های کنونی حکومت است که ظاهرا با آمدن هیچ رئیس جمهوری قرار نیست تغییر کند.
حضور مجدد (!!!) آقای کروبی هم میتواند تبدیل به علامت تعجبی شود که جای علامت سوال قبلی را در صحه گذاشتن بر وجود عارضه قحطی شدن رجال سیاسی در ایران را پر کند، چرا که بدین ترتیب انتخابات همان انتخابات دوره پیش خواهد بود ، با اندکی تغییر در چهره ها ولی نه در سیاست های کلی !! چرا یکدل و همصدا نبودن چهره ها در جمع اصلاح طلبان (محافظه کاران خودمانی) ، خود نشانی از تردید ها در حضور چهره هایی مانند اقای خاتمی و کروبی دارد. پس اگر خودشان به یکدیگر اعتماد ندارند ، چرا ما باید اعتماد کنیم ؟ پس تا زمانی که آقای خاتمی محدودیت ها و دیوار هایی که این حکومت و گه گاه خودشان بر دور خودشان می کشند را معین نکند ، نمی توان با دیدی مثبت به حضورشان در انتخابات بنگریم .
مردم در چنین شرایطی ممکن است به خاطر نیامدن دوباره محمود احمدی نزاد سراسیمه به دیگر جناحها و کاندید ها هجوم بیاورند و در چنین شرایطی ، مردم اشتباهی را که 4 سال پیش در هنگام حضور آقای رفسنجانی صورت گرفت تکمیل می کنند.
پس تا زمانی که آقای خاتمی محدودیت ها و دیوار هایی که این حکومت و گه گاه خودشان بر دور خودشان می کشند را معین نکند ، نمی توان با دیدی مثبت به حضورشان در انتخابات بنگریم .
تحلیل فوق ، برداشت های شخصی اینجانب می باشد که به هیچ وجه قصد توهین و یا اهانت به فرد و یا گروه خاصی را نداشته ام . امیدوارم با نظرات خویش در اینجا محیطی امن و سالم در بررسی انتخاباتی که ممکن است نقشی سرنوشت ساز در آینده مردم و حکومت داشته باشد ، ایجاد کنیم.
با تشکر از بازدید سبزتان
بیژن ابراهیمی
written by بیژن ابراهیمی
\\ tags: Election, Khatami, politic, President, آقا, احمدی نژاد, انتخابات, ایران, حکومت, خاتمی, رئیس جمهور, سیاست, مشکلات, هاشمی رفسنجانی, کاندید, کروبی