Oct 27

بعد از مدت های طولانی دوباره حس کردم که نیاز به نوشتم دارم …
البته امیدوارم اشتباه حس نکرده باشم

مدتی هست که صدا و سیما با سریال جدیدش یعنی دلنوازان مهمون خونه مشترکین اجباری صدا و سیما شده . که البته دستشون هم درد نکنه . ولی مطلبی هست که سالهاست داره در صدا سیما برای نهادینه شدن اون تلاش میشه ولی مطمپن نیستم که تونسته باشن نتیجه خوبی ازش برداشت کنن . با نگاهی گذرا به سریال های تولید شده در صدا و سیما میشه دریافت که اغلب موضوع ها تکراری و کلیشه ای مطرح میشن . گذشته از وجود همیشه یه پول قلمبه و عشق دو تا جوون برای رسیدن به هم نکته قابل تامل تر می تونه وجود آدم های خوب و بد با ظاهر های کلیشه ای ترشون باشه.

دیگه برای کسی شاید غریب نباشه که همیشه آدم خوبه رو باید با ریش دید تو تلوزیون ایران و آدم بدا رو هم چپه تراش . ولی آیا این نوع فرهنگ سازی می تونه دلیل منطقی ای داشته باشه ؟؟؟ چرا باید چنین سیاستی اینقدر دنباله داشته باشه و کش پیدا کنه ؟؟ که البته این سوالی نیست که من بتونم جوابش رو بدم

مثلا در سریال پر طرفدار این چند وقته به نام دلنوازان … آقا جهان فردی متدینه که نقش آدم پاک و بی اشتباه فیلم رو بازی می کنه و منصور و اتابک هم که هر کدوم یه بخش از شخصیت های منفی فیلم رو بازی میکنن

سریال دلنوازان

سریال دلنوازان

سریال دلنوازان

سریال دلنوازان

در سریال های گذشته نیز چنین کاراکتر هایی رو مشاهده می کردیم که به عنان مثال سریال ترانه مادری رو میشه اشاره کرد که البته من دیگه اسم شخصیت های فیلم رو یادم رفته برای همین به عکسشون قناعت می کنم که البته احتمالا خودتون هم دیدینش.

سریال ترانه مادری

سریال ترانه مادری

نکته جالب تر اینه که این نوع فرهنگ سازی هر چند اصلا میتونه بد نباشه ولی جای سوال داره که چرا و به دست چه کسی چنین سیاست هایی در صدا و سیما اعمال میشه ؟؟ که حتی به انیمیشن های راهنمایی و رانندگی کشیده شده و شاهد دیدن افسر راهنمایی و رانندگی با ریش و افراد خلافکار بدون ریش و در واقع چپه تراش کرده به تصویر کشده شدند !!

انیمیشن راهنمایی و رانندگی سیا ساکتی

انیمیشن راهنمایی و رانندگی سیا ساکتی

ولی آیا این نوع فرهنگ سازی می تونه دلیل منطقی ای داشته باشه ؟؟؟ چرا باید چنین سیاستی اینقدر دنباله داشته باشه و کش پیدا کنه ؟؟

این داستان ادامه دارد ….

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , , ,

Aug 17

با سلام . حدود دو ماه از آخرین پست بنده در این بلاگ میگذره ولی خوشبختانه ظاهرا قراره باز هم شروع به نوشتن کنم  . امیدوارم بتونم روحیه قبلی رو با وجود رخداد های اخیر حفظ کنم و همچنان مسیر قبلی رو ادامه بدم

منتظر دیدار سبز شما هستم
بیژن ابراهیمی

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , ,

Apr 26

دقایقی پیش تیم استقلال تهران با غلبه بر پیام خراسان و به لطف شکست سنگین 4 بر یک ذوب آهن برابر فولاد خوزستان ، قهرمان لیگ هشتم فوتبال برتر کشور شد. مس نیز با شکست سنگین پیکان به جام باشگاه های آسیا رفت. ولی اگر از صدر نشینان لیگ بگذریم به پیامی میرسیم که امروز با لیگ برتر خداحافظی کرد و خود را از فصل جدید در میان تیم های دسته اولی خواهد دید  اما برای من این بازی که بازی خداحافظی پیامی ها نیز بود حرف و حدیث های بسیاری می توانست باشد که البته همه آنها در بحث های داغ پایان لیگ فراموش شده اند.

تیم استقلال تهران با یک گل بر پیام فائق آمد و به لطف شکست 4 بر یک ذوب آهنی ها در اهواز قهرمان لیگ برتر شد. مس نیز با شکست پیکان سوم شد و مجوز حضور در فصل آتی لیگ قهرمانان آسیا را بدست آورد.

در پایان بازی چند سوال برایم مطرح شد که به حق دیدم مطحشان کنم

1) تیم پیام که می توانست با پیروزی بر تیم استقلال فصل آینده را نیز در لیگ برتر بماند کار بسیار سختی پیش رو داشت. اما نکته واقعا عجیب آنجا بود که پیام بر خلاف آنکه اسم میزبان را یدک میکشید ، به همه چیز می خورد الا میزبان چرا که ورزشگاه ثامن شهر مشهد مملو از آبی پوشانی بود که برای جشن قهرمانی تیم استقلال به ورزشگاه آمده بودند. ظاهرا هنوز فرهنگ تیم داری در کشورمان آنقدر پیشرفت نکرده که تماشاگران مشهدی بجای تشویق تیمی که از تهران آمده و قرار است جام را به تهران نیز ببرد ، تیم خودشان را تشویق کنند تا سال دیگر نیز بتوانند به بهانه وجودش در لیگ برتر باز هم به همین استادیوم بیایند.

2) تیم پیام نیز ظاهرا به هر دلیلی که تا هم اکنون ( یعنی ساعاتی پس از پایان بازی) برایم مشخص نیست ، نتواسته بود از شرایط میزبانی خود استفاده کند و آنچنان تماشاگران اندک پیام در اقلیت بودند که انگار پیام به بازی ای خارج از خانه آمده بود. آیا تیم پیام و یا هر تیم دیگری می تواند بدون حضور تماشاگر و بدون تکیه بر بازی های خانگی که تمام اهمیت آن نیز به داشتن تماشاگر بیشتر است ، کار موثری در لیگی حتی مثل لیگ ایران انجام دهد ؟

3) تماشاگران مشهدی هم اکنون چه احساسی دارند ؟؟ آیا تماشاگران مشهدی اگر سال دیگر نیز تیم دیگرشان را در لیگ دسته یک ببینند ، حسرت داشتن یک نماینده را در لیگ برتر  نخواهند کرد ؟

امیدوارم در فرصتی دیگر ، و در موقعیتی دیگر تصمیمی بگیریم که به بیشتر در آن تامل کرده باشیم (ادامه دارد) …

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , , , ,

Apr 23

بعد از یه مدت استراحت این خبر نتونست منو به استراحت وادار کنه !!!

خبرگزاری مهر: هیئت دولت در جلسه چهارشنبه خود لایحه کاهش سن واجدان شرایط رای از 18 سال به 15 سال را با قید دو فوریت به تصویب رساند.

تصویب شدن یا نشدن این لایحه بحث دیگری است ولی آیا رای جمع کردن به هر قیمتی می تواند توجیه پذیر باشد . از شناختی که خوده من از جوانان امروزی دارم ، تعدادی بسیار کمی از جوانان حتی 18 سال ما ، توانایی درک و تفکر درباره مسائل سیاسی پیرامون خود را دارند و آنچنان در مباحثی مانند بازی های کامپیوتری و چت روم ها غرق شده اند که وارد کردنشان به دنیای تصمیم گیری بدون آموزشی صحیح که می توان تقصیر آن را نیز به گردن آموزش و پرورش انداخت کار عاقلانه ای به نظر اینجانب نمی باشد. متاسفانه نوجوانان این دوره کمتراز چیزی هایی که هم اکنون یاد میگیرند وارد مسائل آموزشی می شوند. نوجوانان امروزه بر خلاف مثلا 10 سال پیش اطلاعات گسترده تری درباره تکنولوژی های پیرامون دارند. سریعتر با کامپیوتر و اینترنت آشنا می شوند ( که البته این نوع آشنایی ها هم به هیچ وجه اصولی نمی باشد و همواره پتانسیل تبدیل شدن به مشکلات اجتماعی همین نوجوانان را دارند  )  ولی آیا همینقدر که نوجوانان پیشرفت هایی خارج از محیط مدرسه داشته اند ، مدرسه نیز برایشان پیشرفت کرده است ؟؟؟؟

امروزه تعدادی بسیار کمی از جوانان حتی 18 سال ما ، توانایی درک و تفکر درباره مسائل سیاسی پیرامون خود را دارند و آنچنان در مباحثی مانند بازی های کامپیوتری و چت روم ها غرق شده اند که وارد کردنشان به دنیای تصمیم گیری بدون آموزشی صحیح که می توان تقصیر آن را نیز به گردن آموزش و پرورش انداخت کار عاقلانه ای به نظر اینجانب نمی باشد.

اگر همین طور پیش برود در آینده ای نه چندان دور ، توقعات از نوجوانی که تازه از دوران کودکی خود خارج شده انتظاراتی می رود که وی حتی قادر به درک کردن آنها نیز نمی باشد و مطمئنا در چنین مواقعی آینده آنان را به دستان بی کفایت خودشان می سپاریم که تنها کسی که ضرر خواهد کرد خود آنها خواهند بود . هم اکنون که دانشجویان به دلایل مختلفی که بررسی شان در اینجا نمی گنجد ، زمانی که وارد سیاست می شوند دچار مشکلات فراوانی می شوند آیا وارد کردن نوجوانان به این هفت خان رستم ، کار عاقلانه ای می باشد ؟؟؟؟

صلاح مملکت خویش را خسروان دانند

مطمئنا شما نیز نظراتی دارید که می توانید در اینجا با هم به اشتراک بگذاریم .

عکس از آرشیو سایت جام جم آنلاین

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , , ,

Mar 22

سال جدیدی که تازه آغازش کرده ایم ظاهرا برای مشهدی های عزیز به برکت بارش های متوالی باران ، شروعی خوب را نوید می دهد گر چه می تواند این پدیده برای زائرانی که از سراسر کشور برای زیارت حرم مطهر امام رضا می آیند زیاد هم خوشحال کننده نباشد. البته بگذریم از بارزش بی سابقه ای که چهار شنبه سوری مشهدی ها را خراب کرد و همه را به خانه های خود فرستاد ولی دست کم عده کمی که می توانستند به خود یا دیگران در این مراسم صدمه بزنند از این ماجرا جان سالم به در بردند ولی حیف کهش اید خودشان ندادند که چه موهبتی نسیبشان شده است. همچنین در روز اول و دوم عید  نیز  بارش باران حال و هوای تازه ای به مشهد داده است . زمین ها سر سبز و شبنم بر برگ تازه روییده درختان نهاده شده و بوی بهار جای دود و دم سابق را پر کرده است . چه لذتی دارد در این هوای بسیار لطیف بهاری دست دوستان خیلی خاص را گرفته و در زیر نم نم انتهایی باران قدم بزنیم. کفشانمان را خیس کنیم و به چیزی جز بهار و دوستان بهاری فکر نکینم.

(امیدوارم امسال در مشهد از بی آبی و کم بارشی دیگر خبری نباشد و سال جدید سالی پر از آب ، از هر نوعی که می تواند باشد. )

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , , , ,

Mar 21

روزی روزگاری پیر مرد و پیر زن فقیری در روستایی کوچک زندگی می کردند. این زوج پیر هیچ گاه نتوانستند صاحب فرزندی شوند و در نبود فرزندی که عشقشان را به پایش بریزند سوختند و ساختند . روزی پیر زن سر بر زانوان گذاشته بود و گذر عمر خود و همسرش را به یاد می آورد و همسرش نیز پله های ورودی منزل را با خشت و گلی که تازه درستش کرده بود تعمیر میکرد. ناگهان پیرزن گفت اگر بچه ای می داشتیم نامش را فرتین می گذاشتم . فرتین می توانست هر روز ما را با سر و صدای بچگانه اش بیدار کند و هر روز لبخند بر لبانمان  جاری سازد.  مرد نیز در ادامه صحبت همسرش گفت به راستی که اگر چنین می شد وی به زیرکی تو و سخت کوشی جوانی من میشد. زن نیز در تصدیق سخنان همسرش گفت که اگر اینگونه می شد ، وی به راستی در جوانی می توانست چنان لیاقتی به خرج دهد که ما را از دست ارباب خدا نشناس کنونی رها سازد و خود به نیکی بر این منطقه حکومت کند. خلاصه زن و مرد آنچنان غرق خیالات شیرین خود شدند که پسر نداشته اشان را به پادشاهی کل سرزمین های مجاور رساندند.در همین بین ، ناگهان زن فریاد بلند کرد که مرد ، اگر فرتین در حین بازی در حیاط منزل پایش لیز بخورد و سرش به تیزی پله ای که تو هم اکنون در حال مرمتش هستی بخورد چه می شود ؟؟؟ ناگهان هر دو شروع به شیون و زاری کردند . همسایه ها جمع شدند و علت را جویا شدند. پیر زن نیز در جواب به آنان گفت که پسرش ، فرتین شاه ، از دست رفت.از آن زمان مردم ماجرای خیالبافی این دو زوج فرتوت را نسل به نسل به فرزندان خود نقل کردند.

این افسانه را از اهالی روستاهای اطرا مشهد شنیده بودم که سعی کردم بدون تغییر برایتان بازگو کنم ! اگر اطلاعات بیشتری درباره این افسانه دارید ، لطفا از طریق نظرات ما را مطلع سازید.

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , ,

Mar 21

امسال مطابق سالیان گذشته ، در لحظه تحویل سال نو ، تمامی شبکه های صدا و سیما سخنان آقای خامنه ای را از تلوزیون و به صورت زنده پخش کرد ولی امسال شبکه آموزش با پخش برنامه های مخصوص و زنده خود این سنت را شکست. برای لحظاتی این برنامه را تماشا کردم که البته خوشبختانه چیزی هم یاد گرفتم و آن هم بازی “خلاقیت” بود که ظاهرا برای سرگرمی و افزایش خلاقیت کودکان می تواند بسیار موثر باشد، بدین صورت که در جمعی که حضور دارید هر کس کلمه ای را می گوید و نفر بعدی ، با اضافه کردن تنها یک کلمه به کلمه قبلی سعی در ساختن جمله ای معنا دار می کند. این روال به ترتیب بین افراد جمع تکرار می شود و با شیطنت دیگر افراد گروه می تواند گاهی منجر به ساختن جمله هایی بسیار طولانی و گه گاه خنده دار شود. نکته جالب آنکه هر فرد باید ابتدا تمام جمله ای که توسط دیگران ساخته شده را بلند بگوید و در انتها کلمه خود را به آن اضافه کند که گاهی موجب مسخره به نظر رسیدن بازی میشود ولی در نهایت از این بازی خوشتان خواهد آمد. فکر کنم بازی جالبی برای اوقاتی باشد که در کنار دوستان ، حوصله امان سر رفته است. این شاید اولین سالی باشد که از دیدن برنامه های ساعات اولیه تحویل سال ، چیزی نو یاد گرفته باشم.

امروز اول فروردین سال 1388 ، اولین روز نوروز ، مبارک !!!!

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , , , , , ,

Mar 19

آغاز سال نو خورشیدی

سال 1388 به همه دوستان مبارک باد

سال نو مبارک

نوروزتان مبارک باد

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , ,

Mar 19

محمد خاتمی رسما از دوره انتخابات دهم به نفع میر حسین موسوی کنار کشید. کنار کشیدن آقای خاتمی از دید من بسیار عمل مدبرانه ای بود. کاندید شدن ایشان از دید من در همان روز های اولیه نیز نشانی از تردید در چهره و یانداخته بود و گویا ایشان به تشویق و اصرار دیگران این امر را پذیرفته بود ، گویی انگیزه ای قوی تر برای کنارکشیدن در ایشان از همان ابتدا وجود داشت. با آمدن میر حسین موسوی بعد از قریب به 20 سال به عرصه سیاست ، سید محمد خاتمی چهره ای آشنا در سیاست ایران و حتی دنیا که روابط نسبتا خوبی را در8 سال دوره ریاستش با قدرت های بزرگ دنیا بر قرار کرده بود ، به نفع کسی کنار کشید 20 سال از دوره حیات سیاسی اش میگذرد و مشابه “جعبه سیاهی” می باشد که تا باز نشود ، محتویات خودش را نشان نمی دهد. البته بنده امیدوارم این جعبه ، جعبه پاندورا نباشد .

نتیجه نظر سنجی ای که حدود یک ماه در همین سایت انجام شد در روزهای انتهایی نظرسنجی ، 75 درصد شرکت کنندگان نظر منفی نسبت به انتخاب شدن خاتمی و ایجاد تغییر مثبت در زندگی ایشان بودند، این آمار در روز انتهایی 50-50 شد.با تشکر از تمامی کسانی که در رای گیری ما شرکت کردند.

بنده معتقدم که کنار کشیدن جناب آقای خاتمی ، عمل مدبرانه ای بود چرا که به نظر بنده ، آقای خاتمی کسی است که در آینده می تواند مفید و موثر تر باشد و ایشان کمی زود تر از زمان حرکت کرده است و دیگرانی که از نظر خود آقای خاتمی ، می توان به میر حسین موسوی اشاره کرد آماده کننده این آینده برای کسانی همانند آقای خاتمی هستند. البته هنوز برای دوباره اعلام نامزدی کردن دیر نشده و تا اردیبهشت ماه می توان منتظر تغییر عقیده کاندید ها باشیم ولی بسیار بعید می باشد آقای خاتمی از این عمل خود انصراف دهد. البته آقای کروبی نیز از این عمل حمایت و آن را در راستای تقویب اصلاحات در ایران عنوان کردند که البته اگر در تصمیمات خود اشتباه کنند به راحتی بازنده انتخابات خواهند بود. جایی که محمود احمدی نژاد هنوز منابع رای خود را داراست و اصلاحات برای پیروز شدن باید از صندوق دیگر احزاب رقیب نیز رای جمع آوری کند چرا که این عمل آقای خاتمی می تواند به متفرق کردن رای اصلاح طلبان منجر شود که بیشتر از همه به نفع رئیس جمهور فعلی ، محمود احمدی نژاد می باشد.

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , , , , , , , ,

Mar 18

چند شب پیش به صورت اتفاقی پای سریال های ایرانی نشستم که البته ای کاش نمی نشستم (!!!!!)
ضعف فیلم نا مه نویسی ، ژانر های اکشن در سینمای ایران و خرج های هنگفتی که برای این چنین آثاری توسط صدا و سیما خرج می شود برای من جای سوال دارد.

آینه های نشکن :
این فیلم نیز که نظیر سایر فیلم های دیگری که در خارج از کشور فیلم برداری شده است دارای ضعف شدیدی در فیلم نامه نویسی است ، برای نشان دادن نیت پلید قدرت های فرامنطقه ای نسبت به قدرت هسته ای ایران ساخته شده است . چیزی که مطمئنا کارگردان این سریال به آن اهمیت زیادی نداده است احتمالا شعور بیننده است چرا که با فیلم نا مه ای ضعیف چنان داستان پردازی هایی غیر واقعی انجام داه اند که ساده ترین ببیندگان نیز به کم محتوایی فیلم نامه پی می برد. بگذریم از آنجا که دسترسی به تاسیسات هسته ای و امنیت یک نیروگاه هسته ای را چنان ساده در نظر گرفته اند که باورش برای هر کسی که کمترین اطلاعات را درباره امنیت چنین سیستم هایی دارند را غیر ممکن می سازد. ولی چیزی که بسیار در این سریال برای من خنده ار و در عین حال باور نکردنی بود ، سکانس های اکشنی بود که در این فیلم دیده می شد. در جایی که افسر مرد ایرانی پس از دو بار گلوله خوردن از پشت و از سینه باز هم به فرد ضارب حمله می کند (!!) و تفنگ را از دست او میگیرد و بالاخره با خوردن دو ضربه چاقوی دیگر از پای در می آید. (ظاهرا مامور ایرانی ضد تیر بوده نه ضد چاقو ) و خنده دار تر از همه اینکه فرد ضارب در خیابان موبایل خودش را در می آورد و در عین خونسردی شروع به شماره گیری می کند و پس از چند بار مشغول بودن خط موفق به تماس می شود(!!!) ظاهرا ایشان در خیابان و جلوی مردم آبنبات چوبی خورده نه آدم کشی! و در همین حین نیز پس از مدتی وقت تلف کنی توسط ضارب ف ماشینی از راه می رسد و فرد ضارب را نیز به رگبار می بندد (از ای باورنکردنی تر نمی شود) !!! جالب آنکه همین مامور ایرنی از پشت  با حرکت 45 درجه ای (؟؟) دست ، گردن یکی از مزدوران را از پشت می شکند(کاش حد اقل کمی دستش را بیشتر می چرخاند تا به نظر واقعی تر می آمد ). البته این ها قسمتی از افتضاحات این سریال بود که من در یک قسمت و به صورت پاره وقت دیدم.

یوسف پیامبر:
این سریال نیز که با صرف بیش از 6 ملیارد پول بیت المال هزینه و ساخته شده است یکی از پر خرج ترین و به اصطلاح از با شکوه ترین آثاری است که فیلم سازان این سریال ادعای می کنند در ایران ساخته شده است. البته باید اذعان کرد که دکور ساخته شده در این مجموعه ، با شکوه ترین و البته پرخرج ترین دکوری بوده است که در طول سینمای ایران ساخته شده است. اما ضعف های بسیاری نیز در این سریال دیده می شود که باعث می شود نتوان این سریال را از نظر محتوا نیز پر شکوه خواند (!!) فیلم نامه نویسان این مجموعه به ادعای بسیاری از کسانی که تاریخ را مطالعه کرده اند دچار اشتباه 300 ساله ای در تاریخ شده اند و یوسف پیامبر را به اشتباه 300 سال بعد در زمان آمنهوتب ها قرار داده اند در حالی که در تاریخ زمان پیامبری یوسف ، 300 سال قبل و در زمان پادشاهی بیگانگان (پاشاهان چوپان) ذکر شده است . و نیز آنکه سینوهه را نیز هم سن آمنهوتب سوم نشان می دهند در حالی کی وی به ادعای خودش (کتاب سینوهه) فرزند آمنهوتب سوم بوده و در زمان آمنهوتب چهارم (آخناتون) به دربار فراعنه مصر راه یافته است.
از دیگر ضعف های این سریال می توان به پشت زمینه ای که از اهرام ثلاثه نشان داده شده می توان اشاره کرد که ظاهرا این اهرام بسیار کهنه تر از آن چیزی هستند که هم اکنون در مصر می توان یافت که نشان از ضعف جلوه های ویژه این فیلم می باشد. گاف هایی نیز از این سریال دیده ام که مثلا در جایی که هورنهوپ ، سردار لشکر مصر به معبد آمون حمله می کند با سردار معبد آمون در گیر می شود. در اینجا شمشیر سردار معبد آغشته به خون است که خیلی تازه است در حالی که وی در آن روز کسی را نکشته بود (!!!)

این ها تنها گاف هایی است که فقط در یک روز جمعه با دیدن دو سریال پر خرج دیدم. چه می شود در ایران نیز ابتدا برای ساختن چنین فیلم هایی از کارگردانان خارجی استفاده کرد و سپس پس از کسب دانش بیشتر ، خود کارگردانان ایرانی شروع به تولید فیلم های پر هزینه کنند. چرا حتما باید برای تیم های ورزشی مربی خارجی بیاوریم ، چرا به این امر باور نداریم که می توانیم از دیگران (حتی از دشمنان خود) درس های بسیاری بیاموزیم ؟؟؟

written by بیژن ابراهیمی \\ tags: , , , , , , , , , , , , , , , , ,